لذت دیوانگی با بهرام رادان و شهرام مکری - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها
بهرام رادان و همسرش,بهرام رادان و گلشیفته فراهانی,بهرام رادان فیسبوک,بهرام رادان در برنامه هفت,بهرام رادان ویکی,بهرام رادان و دوست دخترش,بهرام رادان,بهرام رادان


مجله چلچراغ:
نه فقط برای یک کارگردان، نه فقط برای یک بازیگر، حتی من و شمای تماشاگر هم هیجان زده می شویم وقتی بدانیم تمام صحنه های فیلمی که به تماشای آن نشسته ایم در یک پلان فیلمبرداری شده است. هنگامی که متوجه شویم تصاویر فیلم به هم پیوسته هستند و پشت هیچ یک از آنها برداشت دیگری وجود ندارد، یک لحظه مکث می کنیم، آب دهانمان را قورت می دهیم و می پرسیم: «چطور ممکن است؟» کافی است کمی به دیدن پشت صحنه فیلم ها علاقمند باشیم تا مطمئن شویم ساختن یک فیلم به این شیوه و قرار گرفتن در موقعیتی که ریسکش تا این اندازه زیاد است چقدر هوشمندی و البته دیوانگی می طلبد.

تا آنجایی که در دنیا تعداد فیلم های بلندی که در یک پلان – سکانس فیلمبرداری شده اند به انگشت های دست هم نمی رسد. «بهرام رادان,بهرام رادان و دوست دخترش,بهرام رادان در برنامه هفت


بهرام رادان,بهرام رادان و دوست دخترش,بهرام رادان در برنامه هفت


آقای مکری شما با ساختن فیلم هایی که فقط یک پلان دارد بخشی از مزه کارگردانی را که به نشستن روی صندلی و دستور کات دادن است از دست نمی دهید؟

- بهرام رادان,بهرام رادان و دوست دخترش,بهرام رادان در برنامه هفت


- بهرام: چند روز برای ماهی و گربه تمرین کردید؟

- شهرام: ما در مرحله اول 30 روز در تهران تمرین داشتیم و در مرحله دوم دقیقا 28 روز در لوکیشن.

- بهرام: چند برداشت گرفتید؟

- شهرام: دو برداشت. یک روز فیلمبرداری کردیم و نشد! حدود دقیقه 70 کات دادیم.

- بهرام: چرا؟!

- شهرام: به همان دلیلی که تو از تصورش وحشت می کنی. یکی از بازیگرهایمان حواسش نبود که باید بیاید توی صحنه. روز بعدش باران آمدو از آنجایی که لوکیشن فیلم تماما خارجی است و در جنگل و اطراف یک دریاچه می گذرد نتوانستیم بلافاصله فیلمبرداری کنیم. سه روز بعد برای دومین بار فیلمبرداری نهایی را انجام دادیم.

بهرام رادان,بهرام رادان و دوست دخترش,بهرام رادان در برنامه هفت


- بهرام: یک برداشت دیگر برای زاپاس نگرفتید؟

- شهرام: نه، اصلا امکان نداشت. ممکن بود یک ماه دیگر آنجا بمانیم و به برداشت دوم نرسیم. در انتهای فیلم و در امتداد همان یک پلان آقایکلاری روی کرین می نشیند و بالا می رود و ما اولین و آخرین کات را می گوییم. نکته بامزه اینجاست که قبل از فیلمبرداری وقتی برای انتهای فیلم به ایده کرین رسیدیم من بی خیال شدم و گفتم: «دیگر چه کرمی است در دقیقه 100 فیلمبردار را 10 متر بالا ببریم؟ این قسمت را حذف کنیم.» اما آقای کلاری گفت: «آمدی که نسازی ها! اگر ما تا دقیقه 100 یکسره رفته ایم پس دوربین را روی کرین هم می گذاریم و از پسش برمی آییم.»

بنابراین ماهی و گربه اصلا مرحله ای به عنوان تدوین نداشته؟


- شهرام: نه. شاید بتوان گفت تیتراژ چنین فیلمی حتی کمتر از نصف تیتراژ فیلم های دیگر می شود. (با خنده)

- بهرام: کاتی که به خاطر اشتباهات فنی بدهیم هم نداشتید؟

- شهرام: نه، ولی در این نسخه ای که الان هست جایی دو تا بازیگر با هم حرف می زنند و قرار بود دوربین با آنها برود اما آنها رفتند و آقای کلاری جا ماند. من گفتم در همان حین فیلمبرداری دوباره برگردند و دیالوگ هایشان را تکرار کنند تا دوربین با آنها برود. فقط همین یک سوتیِ کوچک را در برداشتمان داشتیم.

- بهرام: تمرین ها تئاتری بود؟ چون در تئاتر در خلال تمرین ها است که میزانسن ها درمی آید.

تازه برای یک فیلم بهرام رادان,بهرام رادان و دوست دخترش,بهرام رادان در برنامه هفت


باری که روی دوش بازیگر و عوامل پشت صحنه است کمی قابل تصور است اما آقای مکری، شما به عنوان کارگردان چطور این همه اتفاق را با هم کنترل می کنید؟ می خواهم بدانم درست در همانلحظه هایی که دیوانگی به معنی ریسک پذیری دارد به وقوع می پیوندد فکرهای نگران کننده کجا می روند؟

- شهرام: می دانید مهمترین بخش کار کجاست؟ این که مثلا من بتوانم بهرام رادان,بهرام رادان و دوست دخترش,بهرام رادان در برنامه هفت


آقای رادان، حالا با توجه به همکاری و همفکری که بین شما دو نفر شکل گرفته، فکر می کنید این جنس بهرام رادان,بهرام رادان و دوست دخترش,بهرام رادان در برنامه هفت


- شهرام: جهان به سمتی می رود که کمپانی ها هر چه می توانند فیلم هایشان را بزرگ می کنندو از این طرف فیلمسازان مستقل هر چقدر می توانند سعی می کنند راههای بیشتری برای ارتباط با تماشاچی خود پیدا کنند. این یعنی دنیای اینترنت. یعنی آینده فیلم های مستقل در دنیای اینترنت. حالا به اینترنت ایران با این سرعتش نگاه نکنید!

- بهرام: بهرام رادان,بهرام رادان و دوست دخترش,بهرام رادان در برنامه هفت


شما خلاقیت را در شکستن قواعد می بینید یا کشف ها و تجربه های شخصی خودتان؟

- شهرام: به نظرم خلاقیت در نو شدن معنا پیدا می کند که اگر اینطور نباشد آدم تمام می شود.

این تجربه های منحصر به فرد در بازیگری چطور معنا می شود؟


- بهرام: امکان این وجوددارد که بعضی بازیگران وقتی نقشی را بازی می کنند چیزی از آن نقش را همراه خود ببرند. خسرو شکیبایی بعد از هامون یا چنگیز وثوقی بعد از قیصر یا آقای نصریان بعد از آقای هالو، چیزی از این نقش ها را با خودشان کندند و بردند و در وجودشان تاثیر همیشگی گذاشته.

هیچ نقشی با شما چنین نکرده؟


- بهرام: من سعی کردم نگذارم چون می خواستم همیشه آن تخته سفیدی باشم که بشود رویم چیز تازه ای نوشت. اما شاید این اتفاق با صفر بیفتد و به دلیل منقطع نبودنش زور من نرسد آن را از خودم جدا کنم.

آقای رادان از اشتیاق و اضطراب هایی که تصور این کار در او ایجاد می کند می گوید، اما آقای مکری! شما این هیجان را تجربه کرده اید. واقعا اینقدر در زندگی شما تغییر و تحول ایجاد کرده؟


- شهرام: واقعیتش این است که بله تمام ساختمان ذهنی من اینطور شکل گرفته. دیگر نمی توانم. فیلم ها را طور دیگری ببینم یا تصور کنم که طور دیگری فیلم بسازم. جمله ای از دنی بویل خواندم که گفته بود من عاشق فیلم های بزرگم اما آدم در ساختن فیلم های کوچک موفق تر است. من هم عاشق دیدن فیلم های مختلف هستم، اما انگار در ساختن فیلم های این مدلی موفق ترم. به خاطر همین همه چیز را کنار هم و بدون مکث می بینم. اگر این یکی دو ایده را هم کار کنم، فعلا دیگر هیچ ایده ای برای فیلم ساختن ندارم. احتمالا باید بعد از آن کمی بروم سفر ...


گردآوری بیوگرافی آکاایران گردآوری بیوگرافی آکاایران
منبع : بخش بیوگرافی آکاایران
برچسب :