صابر ابر، متخصص بغض و لبخند - بیوگرافی بازیگران ، بیوگرافی هنرپیشه ها
صابر ابراهیم المدن,صابر ابر و همسرش,صابر ابر,صابر ابر اعدام,صابر ابر بیوگرافی,صابر ابراهیم,صابر ابر فیلم ها,صابر ابر و ترانه علیدوستی,صابر ابر فیس بوک,صابر ابر+





روزنامه هفت صبح:
 صابر ابر,صابر ابر و همسرش,صابر ابر بیوگرافی


1390

همچنان یکی از پرکارترین بازیگران سال بود و در چهار فیلم ایفای نقش کرد: نقشی کوتاه در «پذیرایی ساده» مانی حقیقی که برای اولین بار روبروی ترانه علیدوستی بازی کرد (پیش از این فیلم مشترک «درباره الی» را داشتند اما در هیچ صحنه ای روبروی هم قرار نگرفته بودند) بازی در نقشی متفاوت با آنچه تات آن روز بازی کرده بود در «بوسیدن روی ماه» همایون اسعدیان که کاراکتر یکی از مسئولان بنیاد شهید را بازی می کردو یکی از کاراکترهای جذاب فیلم بود/ بازی موثر در «برف روی کاج ها» اولین فیلم پیمان معادی روبروی مهناز افشار که البته خیلی ها معتقد بودند کاراکتری که ابر نقشش را بازی می کرد نقطه ضعف فیلم است. با وجود آنکه فیلم روی کاراکتر مهناز افشار متمرکز بود اما بازی ابر هم به درآمدن نقش افشار کمک زیادی کرد. در فیلم «انتهای خیابان هشتم» علیرضا امینی کنار حامد بهداد و ترانه علیدوستی بازی کرد/ علاقه اش به تئاتر بیشتر هم شد و در نمایش «ریچارد سوم» به کارگردانی آتیلا پسیانی روی صحنه رفت/ بازی در نمایش «ورک شاپ» سینا آذین.

1391

بازی در فیلم «هیچ کجا، هیچ کس» ابراهیم شیبانی در مربعی که اضلاع دیگرش بهاره کیان افشار، محمدرضا فروتن و مهناز افشار بودند/ بازی در فیلم «گس» اولین فیلم کیارش اسدزاده که هنوز مجوز نمایش نگرفته اما در چند جشنواره خارجی حضور موفقی داشت/ در فیلم «همه چیز برای فروش» امیر ثقفی بازی کرد که دومین فیلمش بعد از «مرگ کسب و کار من است» بود؛ فیلمیکه شاید در جشنواره امسال حضور خواهدداشت و حبیب رضایی، نگار جواهریان، هدیه تهرانی و شهاب حسینی دیگر بازیگران آن هستند/ دومین همکاری اش با بهرام توکلی در «آسمان زرد کم عمق» و سوخین فیلم مشترکش با ترانه علیدوستی که این روزها روی پرده سینماست و فیلم متفاوتی هم هست/ بازی در نمایش «هملت» به کارگردانی رضا گوران و نقش اصلی نمایش «ننه دلاور، بیرون پشت در» به کارگردانی سجاد افشاریان که در آن در نقش یک زن ظاهر شد/ برای دومین بار یک نمایش را کارگردانی می کند و به روی صحنه می برد: «21 بار مردن در 30 روز».

1392

بازی در جدیدترین فیلم فریدون جیرانی «خواب زده ها» که فیلمنامه اش را رحمان سیفی آزاد نوشته ودر آن با فرهاد اصلانی، اکبر عبدی و ساره بیات همبازی است/ بازی در فیلم «ارسال یک آگهی تسلیت برای روزنامه» کنار نازنین بیاتی بازیگر جدید سینمای ایران

یادداشت

به کارنامه اش که نگاه کنید حداکثر پنج سال است که در سطح اول سینما (و تئاتر) ایران حضور دارد. به نظر خیلی بیشتر از اینها می آید. آنقدر در این چند سال چهره اش را در حال اشک ریختن و فریادهای عصبی دیده ایم که باورنکردنی است. همه اینها طی پنج سال اتفاق افتاده. از


خب اینها هم مثال نقض دارند. سکانس آخر بازیش در «پذیرایی ساده» او را مقتدر و تصمیم گیرنده نشان می دهد یا در نمایش «هملت» رضا گوران به نقش قهرمان شکسپیر که البته برخلاف اصل خود مستاصل و به هم ریخته است می توان باورش کرد و نشانی از چهره کودکانه در آنه نمی بینیم. بهترین نمونه هم همان است که اصلا ابر را چهره کرد. علیرضای «درباره الی» که حتی برای لحظه ای هم او را کم سن و سال تر از زوج های اصلی فیلم تصور نمی کنیم و ترس همه آنها را از او باور می کنیم. پس مسئله هدایت کارگردان است و نقشی که برای ابر با ویژگی های او نوشته شده باشد. چیزی که انگار فقط اصغر فرهادی و مانی حقیقی آن را بلد بوده اند.

3- آیا در همان نقش علیرضای «درباره الی» کلیشه شده؟

اما همه مشکلات از همان شاه نقش «درباره الی» که حرفش رفت، آغاز شده. ابر در نقش علیرضا مردی بود که امکان نداشت «حالش از آن بدتر شود». قرار بود نماد ته خط رسیدگی باشد و تعصب مرد ایرانی. همه اینها بود، و پسر بازیگوش «مینای شهر خاموش» و قبل ترش برنامه های زنده کودکان را یکباره تبدیل به کشف سینمای ایران و پتانسیلی تازه برای بازی در نقش های اینچنین کرد.

ابر بعدتر اگرچه تلاش کرد از این قالب فاصله بگیرد (مثلا «نخودی» را نگاه کنید) اما همه او را آگاهانه به سمت تکرار علیرضا پیش می بردند و او ناخودآگاه خودش را تکرار می کرد. فرقی نداشت مامور بنیاد شهید باشد (در «بوسیدن روی ماه») یا کارگر یک کارخانه (در «اینجا بدون من») یا حتی پسر یک مرد ثروتمند (در «آقا یوسف»). در همه آنها چهره گرفته و دردمندی داشت که انگار قرار بار دنیا را به دوش بکشدتا سرانجام به قول دوست روزنامه نگاری، دیگر می توان در «سامان زرد کم عمق» او را «واحد سنجش غم» در سینمای ایران دانست. چیزی که پیش تر مثالش را از دوست تدوینگری درباره پرویز پرستویی شنیده بودم. مثال بازیگرانی که سینمای ایران آنها را در یک نقش گیر انداخته کم نیست. شاخص ترین شان هم خسرو شکیبایی و حمید هامونش. اما ماجرای ابر و سلف پیشینش پرویز پرستویی از این فراتر است. آنها دایره ای از غم را بازی می کنند که به یک کاراکتر محدود نمی شود و می توانند با میمیک صورت و قدرت اشک ریزانی که دارند هر نقش حتی سرخوشی را با پیشینه ای از غم متصل کنند. البته که مجموعه سینمای ایران هم برای داشتن انتظاری یکسان از آنها بی تقصیر نیست ولی وقتی همان تک سکانس «پذیرایی ساده» را ببینید، می فهمید چه استعداد نهفته ای پشت این چهره یکسان خواسته شده وجود دارد که بیرون نمی آید. کاش خود ابر زودتر از دیگران این را دریابد.

گردآوری بیوگرافی آکاایران گردآوری بیوگرافی آکاایران
منبع : بخش بیوگرافی آکاایران
برچسب :