بیوگرافی + اشعار زیبای ایرج جنتی‌عطایی
ایرج جنتی عطایی یاور همیشه مومن,ایرج جنتی عطایی داریوش,ایرج جنتی عطایی,ایرج جنتی عطایی اشعار,ایرج جنتی عطای,ایرج جنتی عطایی شعر,ایرج جنتی عطایی ایران ترانه,ایرج

آکاایران: اشعار زیبای ایرج جنتی‌عطایی

Related image

ایرج جنتی عطایی

آن چه بر فضای «ترانه» در این برهه از زمان می گذرد و جریان موازی اما ناهمگون است: نخست جریان فاجعه بار انحطاطی است که بر اثر مدیریت غیرمسئولانه و به دست تنی چند از سیاستگزاران کم استعداد و پرهیاهو شکل گرفته و ترانه را به سمت و سویی از پیش تعیین شده و در جهت رسیدن به اهداف خاص رانده و می راند.

آن چه بر فضای «ترانه» در این برهه از زمان می گذرد و جریان موازی اما ناهمگون است: نخست جریان فاجعه بار انحطاطی است که بر اثر مدیریت غیرمسئولانه و به دست تنی چند از سیاستگزاران کم استعداد و پرهیاهو شکل گرفته و ترانه را به سمت و سویی از پیش تعیین شده و در جهت رسیدن به اهداف خاص رانده و می راند و دیگر جریان آرام و کم دامنه اما امیدوارکننده و سالمی است که به کوشش و همت چند ترانه سرای بااستعداد جاری است. کسانی که هم بر ادبیات گذشته و معاصر اشراف دارند و هم روح تازگی و طراوت و نشانه هایی از زندگی انسان امروز را با همه دغدغه های، دلواپسی ها و تلخی یا شیرینی رخدادها را در ترانه خود منعکس می سازند و با زبان پویا و زنده ای که از تپش خون انسان معاصر سرشار است، سخن می گویند و گاه گاه می توان آن را در فضای امروز شنید و حس کرد.

«ترانه» از روزگاران دور تا امروز فراز و نشیب هایی را تجربه کرده ولی همواره با زندگی مردم چه خواص جامعه و چه عامه آمیخته بوده و به همین دلیل به عنوان شناسنامه هر عصر و هر دوران قابل توجه و شایسته مطالعه و تعمق بوده و هست. بعد از دوران قاجار و در روزگاری که تب و تاب جامعه برای ورود به عصر مشروطه اوج گرفته بود، ترانه نقش موثر و کارسازی در برانگیختن مردم، دادن آگاهی به آنان و تبلور امیدها ایفاد کرد و شاعرانی چون عارف قزوینی، میرزاده عشقی و ملک الشعرای بهار در این زمینه آثار موفقی عرضه کردند.

Image result for ‫زندگی نامه  ایرج جنتی‌عطایی‬‎

از دوران پهلوی اول تا حدود پایان دهه ۲۰ در قلمرو ترانه سرایی بیشتر شاهد همان حال و هوایی هستیم که قبل از آن بر فضای ترانه حاکم بود و مضامین و واژه ها حالت تکراری ملال آور گرفته بود، اما از حدود اواخر دهه ۲۰ و به ویژه از شروع دهه ۳۰، ترانه رنگ و بویی دیگر گرفت و در کنار حضور ترانه های کم ارزش و تکراری، نوعی از ترانه شکل گرفت که طعم و عطر و دنیایی متفاوت را ترسیم می کرد.

موفق ترین چهره و بااستعدادترین ترانه سرایی که در ژانر «ترانه» طرحی نو افکند و نقشی تازه برآورد، پرویز وکیلی بود که طراوت و تازگی ترانه های او پس از حدود شش دهه هنوز حس می شود و هنوز هم رنگ ابداع و لطف ترکیبات و محتوای زنده و پویای ترانه های او شنونده را به حیرتی لذت آور فرو می برد. راه تازه ای که وکیلی و بعد از او نوذر پرنگ در ترانه گشودند، الگوی شاعران جوان و بااستعدادی شد که پا به جاده ترانه سرایی گذاشتند و هرکدام با خلق آثار ارزنده و تازه ای در این زمینه بر غنای کار افزودند و ترانه سرایی، به همت چند تن از چهره های شعر و ادب معاصر راهی روشن در پیش گرفت. ایرج جنتی عطایی یکی از این چهره هاست که از نیمه اول دهه ۴۰ همگام با من و شهیار قنبری و چند سال دیرتر اردلان سرفراز دفتر تازه ای از ترانه گشودند.

من با ایرج جنتی عطایی در دانشکده هنرهای دراماتیک آشنا شدم. او قبل از من وارد دانشکده شده بود و آشنایی ما به دوستی دامنه داری پیوست و امروز اگرچه سال هاست به دلیل فاصله جغرافیایی از هم دوریم، اما پیوند ما از طریق شعر و ترانه ها ادامه دارد. من قبل از سال ۱۳۴۸ یکی دو ترانه شنیدنی و خاطره انگیز از جنتی شینده بودم که نام او را در ذهن من به عنوان ترانه سرایی نوآور حک کرده بود. از سال ۴۸ به بعد که من هم به جاده ترانه سرایی قدم گذاشتم و کوشیدم تا فضای کهنه و تکرای حاکم بر ترانه با هوای تازه تر عوض شده و روح زندگی در آن دمیده شود و ترانه هم تصویرگر زندگی و چهره انسان این عصر گردد، بیش از گذشته با جنتی حشر و نشر پیدا کردم. در حقیقت می توان آثار و ترانه های باارزش جنتی را یکی از اضلاع مربعی تصور کرد که سه ضلع دیگر آن در آن روزگار و هنوز به عنوان آغازگران راه تازه در خلق ترانه عبارت بودند از: شهیار قنبری، اردلان سرفراز و من!

Image result for ‫زندگی نامه  ایرج جنتی‌عطایی‬‎

ترانه های جنتی نه تنها از تکراری بودن، کلیشه ای بودن و از روی دست دیگران نوشتن به دور است، بلکه در عین تازگی و نوی، می تواند الگوی مناسبی برای شاعران و ترانه سرایان جوانی باشد که می خواهند در این راه طبع آزمایی کنند و راه ترانه سرایی را بپیمایند. ازویژگی های کار جنتی در زمینه ترانه می توان به محتوای نو، هماهنگی محتوا با ملودی، ترکیبات تازه و تصاویر ابداعی اشاره کرد و در عین حال پرهیز ار آوردن تعابیر سطحی و اصطلاحات غیرادیبانه که به فخامت و زبان فاخر ادب فارسی لطمه می زند، شرطی است که او خود را به آن پایبند می داند.

Related image

جتنی در عین حال که ترانه سرای موفقی است، شاعری توانا هم هست، اگرچه برای توفیق در کار ترانه سرایی مضامین و سرمایه های معنوی و عاطفی خود را بیشتر در زمینه «ترانه» خرج کرده و از این دیدگاه شعر خود را از بالندگی و شکوفایی بیشتر بازداشته است. او آثاری در زمینه ترانه به وجود آورده که هم خاطره انگیزند و هم پر از شور و نشاط زندگی و از همه مهم تر مُهر جاودانگی بر پیشانی پاره ای از آن ها خورده است.

در این سالها منتقدان مطبوعات بین المللی مطالب فراوانی در پیوند با نمایشنامه های او نوشتند مثل: 

-فاینشنال تایمز:ایرج جنتی عطایی تئاتر لندن را فتح کرد...(۱۹۸۵)  

-مورنینگ استار: ایرج با تصویر پردازی و تخیلی شگرف(۱۹۸۷)  

-گاردین: ایرج در صف پیش اهنگ نمایشنامه نویسان امروز جهان؛(۱۹۸۷) 

-برگزیده ی نشریه ی تایم اوت از نظر منتقدان  

اثار منتشر شده ی او:  

۱-و انگاه ای فرشته-شعر-۱۳۴۹-تهران  

۲-سوگ نامه برای تو-نمایشنامه-۱۳۵۷-تهران  

۳-شکستن و رستن-نمایشنامه-۱۳۵۸-تهران  

۴-زخم های ما-نمایشنامه-۱۹۸۳-لندن  

۵-اواز در زنجیر-شعر-۱۹۸۵-لندن  

۶-فاخته دهان دوخته-نمایشنامه-۱۹۸۶-لندن 

۷-پروموته در اوین-نمایشنامه-۱۹۸۶-لندن 

۸-پروموته در اوین-نمایشنامه-۱۹۸۸-کلن 

۹-خورشید شب-گزیده ی اثار-۱۹۸۹-لندن 

۱۰-رستمی دیگر اسفندیاری دیگر-نمایشنامه-۱۹۹۲-پاریس  

۱۱-پروانه ای در مشت-نمایشنامه-۱۹۹۵-لس انجلس و ۱۹۹۵ در استکهلم  

۱۲-زمزمه های یک شب ۳۰ساله-گزینه ترانه-۱۹۹۶-سانفرانسیسکو  

۱۳-رفت و برگشت-نمایشنامه-۲۰۰۰-هامبورگ 

در ادامه چندی از اشعار ایرج جنتی عطایی را برای شما عزیزان جمع آوری کرده ایم . با آکایران همراه باشید.

 

برای من که در بندم 

چه اندوه آوری ای تن 

فراز وحشت داری 

فرود خنجری ای تن 

غم آزادگی دارم 

به تن دلبستگی تا کی ؟

به من بخشیده دلتنگی 

شکستن های پی در پی 

در این غوغای مردم کش 

در این شهر به خون خفتن 

خوشا در چنگ شب مردن 

ولی از مرگ شب گفتن 

چرا تن زنده و عاشق 

کنار مرگ فرسودن 

چرا دلتنگ آزادی 

گرفتار قفس بودن 

قفس بشکن که بیزارم 

از آب و دانه در زندان 

خوشا پرواز ما حتی 

به باغ خشک بی باران...

ايرج جنتی عطائی

 

 

با توام ، با تو که دستت 

دست دنیا ساز رنجه 

با توام با تو که بغضت 

معنی آواز رنجه 

اگه یخ باد ستمگر

پی قتل عام برگه 

اگه این باغ برهنه 

باغ تاراج تگرگه 

اگه بی پناهی گل 

رنگ بی پناهی ماست 

دستتو بذار تو دستم وقت پیوند درختاست 

رو تن سخت درختا 

بنویس و دوباره بنویس

که شکست یک شقایق 

مرگ باغ ، مرگ بهار نیست

ايرج جنتی عطائی

 

 

 

به خاطر آور ، که آن شب به برم 

گفتی که : بی تو ، ز دنیا بگذرم 

کنون جدایی نشسته بین ما 

پیوند یاری ، شکسته بین ما 

گریه می کنم 

با خیال تو 

به نیمه شب ها 

رفته ای و من 

بی تو مانده ام 

غمگین و تنها 

بی تو خسته ام 

دل شکسته ام 

اسیر دردم

از کنار من 

می روی ولی 

بگو چه کردم 

رفته ای و من آرزوی کس 

به سر ندارم 

قصه ی وفا با دلم مگو 

باور ندارم

ايرج جنتی عطائی

 

 

 

تو فکر یک سقفم 

یک سقف بی روزن 

یک سقف پا برجا 

محکم تر از آهن 

سقفی که تن پوش هراس ما باشه 

تو سردی شبها لباس ما باشه 

سقفی اندازه ی قلب من و تو 

واسه لمس تپش دلواپسی 

برای شرم لطیف اینه ها 

واسه پیچیدن بوی اطلسی

زیر این سقف با تو از گل 

از شب و ستاره می گم 

از تو و از خواستن تو 

میگم و دوباره می گم 

زندگیمو زیر این سقف 

با تو اندازه می گیرم 

گم می شم تو معنی تو 

معنی تازه می گیرم ...

ایرج جنتی عطائی

 

 

 

به یاد باغ پرپر 

به یاد نسترن باش

ای کفتر پریده 

گاهی به یاد من باش

تو اوج یک شبانه

تو عمق یک آینه

میون یک ترانه

گاهی به یاد من باش

ای کفتر پریده 

ای رفته و رسیده

گاهی به یاد من باش

ببین بیین چه ساده

ستاره سرنگون شد

میخک به خاک افتاد 

شقایق غرق خون شد

ببین ببین چه آسون

به یک سفر شکستم

چنین به خود شکسته 

از پا فرو نشستم

ببین بین چه تلخم 

بی تو به این شبانه

از خود چه در گریز و

به نا کجا روانه

من ماه دلشکسته

من آفتاب خاموش

من قصه ی نگفته 

ترانه ی فراموش

ایرج جنتی عطائی

 

منبع : بخش بیوگرافی آکاایران
برچسب :