کدام چهره ی معروف ایرانی متولد 27 بهمن ماه هستند؟
اگر شما هم جزو افرادي هستيد که به چهره هاي مشهور ايراني علاقه منديد و دوست داريد که بدانيد کدام يک از چهره هاي مشهور ايراني در تاريخ 27 بهمن ماه بدنيا آمده يا د

آکاآپ: امروز 27 بهمن ماه, مصادف با تاريخ تولد يا تاريخ درگذشت برخي از هنرمندان,بازيگران، بازکنان و خيلي از چهره هاي مشهور ايراني مي باشد. اگر شما هم جزو افرادي هستيد که به چهره هاي مشهور ايراني علاقه منديد و دوست داريد که بدانيد کدام يک از چهره هاي مشهور ايراني در تاريخ 27 بهمن ماه بدنيا آمده يا در گذشته اند. در ادامه ي اين مقاله از مجموعه مقالات آکاآپ, با ما همراه باشيد.

Image result for رضا ژیان

اين چهره هاي مشهور ايراني در تاريخ 27 بهمن ماه متولد شده اند...

داود کریمی

داود کریمی معروف به حاج داود کریمی (زاده ۲۷ بهمن ۱۳۲۶ محله سلسبیل تهران - درگذشته ۱۶ شهریور ۱۳۸۳) از فرماندهان ایرانی در جنگ ایران و عراق بود.

Image result for داود کریمی

کریمی در ۸ سالگی پدر خود را از دست داد. به همین دلیل مجبور شد تحصیل را رها کند تا بتواند خرج خانواده خود را دربیاورد.

وی در جوانی از طریق مهدی عراقی با روح‌الله خمینی آشنا شد و این آشنایی تأثیر فراوانی بر وی گذاشت. در سال‌های نخستین دهه ۵۰ داود کریمی با عده‌ای از دوستان خود گروه فجر اسلام را راه‌اندازی کرد. این گروه اسلامی معتقد به عملیات چریکی بر ضد حکومت وقت بود.

فجر اسلام و سازمان مجاهدین خلق از ابتدا روابط بسیار گرمی داشتند. اما براساس شواهد موجود از سال ۱۳۵۲ ارتباط این دو گروه مخفی با هم قطع شد. چرا که اعضای گروه «فجر اسلام» اعتقاد داشتند که سازمان به بیراهه می‌رود.

داود که به شغل تراشکاری مشغول بود در کنار آن تا سال ۱۳۵۵ خورشیدی به مبارزه با حکومت پهلوی ادامه داد. پس از سال ۱۳۵۵ وی به همراه عده‌ای دیگر به لبنان می‌رود. در آنجا با دکتر مصطفی چمران و محمد منتظری آشنا می‌شود. پس از مدتی نیز از رتبه شاگردی به معلمی ارتقا پیدا کرد و مربی نیروهای چریکی در لبنان شد. داود کریمی در سال ۱۳۵۶ به ایران برگشت.

وی در ششم شهریور ماه ۱۳۴۹ ازدواج کرد که ثمره این ازدواج یک دختر به نام «مریم» و سه پسر با نام‌های «میثم»، «محمدصادق» و «محمد محمود» است.

ا شروع جنگ کریمی به منطقه جنوب و سپس غرب رفت. او در همین مدت که تا سال ۱۳۶۱ ادامه یافت، بر پایه آموخته‌های خویش در لبنان مسئول آموزش نظامی سپاه شد. سپس مدتی کوتاه‌تر از یک سال فرمانده سپاه تهران بود. مدتی هم در بنیاد شهید که ریاست آن را مهدی کروبی به عهده داشت.

در این دوران یکی از مهم‌ترین کارهای او طرح شکستن حصر آبادان بود.

در فاصله سال‌های ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷ داود کریمی در شرق کشور به سر می‌برد. او در این دوره با سمت فرماندهی قرارگاه مرکزی محمد رسول‌الله و قرارگاه‌های تاکتیکی تابعه شرق کشور در قالب طرح «والعادیات» مسئول مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر بود.

کریمی در عملیات جنگی فاو با فرو افتادن بمبهای شیمیایی سلامت خود را از دست داد و عملاً مصدوم شیمیایی شد اما معالجات را نیمه کاره گذاشت و در عملیات مرصاد که همزمان با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد برای مقابله با حمله مجاهدین خلق طراحی شده بود شرکت جست و ترکش گلوله‌ای در قلب وی جا گرفت.

فاطمه «غزاله» علیزاده 

فاطمه «غزاله» علیزاده (27 بهمن ۱۳۲۷–۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵)، نویسنده ایرانی که از آثار مشهور او رمان دوجلدی خانه ادریسی‌ها است.

Image result for غزاله علیزاده

غزاله علیزاده بهمن ۱۳۲۷ در مشهد زاده شد. مادرش منیرالسادات سیدی نیز خود شاعر و نویسنده بود. غزاله در کودکی درون‌گرا، بازیگوش و باهوش بود. در مدرسه گاه با بازیگوشی‌ها و شجاعت‌هایش دیگران را نگران می‌کرد اما شاگرد زرنگی نیز بود. مدرسه را در دبیرستان علوم انسانی مهستی به پایان برد و در همین زمان به گیاه‌خواری روی آورد. او در کنکور رشته ادبیات فارسی در مشهد و کنکور حقوق و فلسفه در تهران قبول شد و به خواست مادرش در رشته حقوق وارد شد.

او با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، برای تحصیل در رشتهٔ فلسفه و سینما در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت. در واقع ابتدا برای دکترای حقوق به پاریس رفت ولی با زحمت زیاد رشته‌اش را به فلسفه اشراق تغییر داد و قصد داشت پایان‌نامه‌اش را دربارهٔ مولوی بنویسد، که با مرگ ناگهانی پدرش آن را نیمه‌کاره رها کرد.

وی پیشهٔ ادبی خود را از دههٔ ۱۳۴۰ و با چاپ داستان‌های خود در مشهد آغاز کرد. «سفر ناگذشتنی» نام نخستین مجموعه داستان غزاله است که در سال ۱۳۵۶ منتشر شد اما از معروف‌ترین آثار وی می‌توان به رمان دو جلدی «خانه ادریسی‌ها» و مجموعه داستان «چهارراه» نام برد.

غزاله علیزاده ابتدا با بیژن الهی ازدواج کرد و صاحب دختری به نام سلمی شد. سپس از او جدا شده و در سال ۱۳۶۲ با محمدرضا نظام شهیدی ازدواج کرد. غزاله علیزاده چند ماه قبل از مرگش در گفتگویی که با مجله ادبی گردون (شماره ۵۱–۲۱مهرماه ۱۳۷۴) داشت در مورد خودش چنین می‌گوید:

«دوازده، سیزده ساله بودم، دنیا را نمی‌شناختم. کی دنیا را می‌شناسد؟ این تودهٔ بی‌شکل مدام در حال تغییر را که دور خودش می‌پیچد و از یک تاریکی می‌رود به طرف دیگر. در این فاصله، ما بیش و کم رؤیا می‌بافیم، فکر می‌کنیم می‌شود سرشت انسان را عوض کرد، آن مایهٔ حیرت‌انگیز از حیوانیت در خود و دیگران را. ما نسلی بودیم آرمان‌خواه. به رستگاری اعتقاد داشتیم. هیچ تاسفی ندارم. از نگاه خالی نوجوانان فارغ از کابوس و رؤیا، حیرت می‌کنم. تا این درجه وابستگی به مادیت، اگر هم نشانهٔ عقل معیشت باشد، باز حاکی از زوال است. ما واژه‌های مقدس داشتیم: آزادی، وطن، عدالت، فرهنگ، زیبایی و تجلی. تکان هر برگ بر شاخه، معنای نهفته‌ای داشت …»

وی که از بیماری سرطان رنج می‌برد بعد از دو بار خودکشی ناموفق، سرانجام در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۵، در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلق‌آویز کرد. او را در امامزاده طاهر کرج به خاک سپردند.

او در یادداشت پیش از خودکشی خود چنین نوشت: «آقای دکتر براهنی و آقای گلشیری و کوشان عزیز! رسیدگی به نوشته‌های ناتمام خودم را به شما عزیزان واگذار می‌کنم. ساعت یک و نیم است. خسته‌ام. باید بروم. لطف کنید و نگذارید گم و گور شوند و در صورت امکان چاپشان کنید. نمی‌گویم بسوزانید. از هیچ‌کس متنفر نیستم. برای دوست‌داشتن نوشته‌ام، نمی‌خواهم، تنها و خسته‌ام برای همین می‌روم. دیگر حوصله ندارم. چقدر کلید در قفل بچرخانم و قدم بگذارم به خانه‌ای تاریک. من غلام خانه‌های روشنم. از خانم دانشور عزیز خداحافظی می‌کنم. چقدر به همه و به من محبت کرده‌است. چقدر به او احترام می‌گذارم. بانوی رمان، بانوی عطوفت و یک هنرمند راست و درست. با شفقت بسیار. خداحافظ دوستان عزیزم.»

محمد مختاری، شاعر، نویسنده و مترجم، بعد از مرگ غزاله در رثایش نوشت: «همیشه می‌گفتند تاوان عمر دراز این است که آدم به سوگ عزیزانش می‌نشیند. اما اکنون انگار این قرار هم برهم خورده‌است. پس بی آن‌که عمر به درازا کشد باید شاهد ضایعات شتابناک این پیکرِ فرهنگی بود که می‌خواهد با اندام‌هایی بی‌قرار و پراکنده برقرار بماند…»کتاب خانه ادریسی‌ها سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستان‌نویسی را از آن خود کرد.

آرش کشاورزی

آرش کشاورزی (زاده ۲۷ بهمن ۱۳۶۵ در تهران) والیبالیست ایرانی است.

Image result for آرش کشاورزی

از زمانی که تصمیم گرفت ورزش را به‌طور جدی شروع کند، گام اول را با حضور در باشگاه‌های اسلامشهر برداشت. او از ۱۶ سالگی حضور در تیم ملی والیبال نوجوانان ایران را تجربه کرد. از آن به بعد در رده‌های مختلف سنی به تیم ملی والیبال ایران دعوت شد. او سابقه بازی در تیم‌های باشگاهی اتکا، پرسپولیس، داماش گیلان و پیکان تهران را دارد. او در حال حاضر عضور باشگاه والیبال شهرداری ورامین است. کشاورزی با پیکان در مسابقات باشگاه‌های جهان به عنوان یکی از بهترین دریافت‌کننده‌ها معرفی شد.

اين چهره هاي مشهور ايراني در تاريخ 27 بهمن دار فانی را وداع گفته اند...

رضا ژیان

رضا ژیان (۱۳۲۸، تهران - ۲۷ بهمن ۱۳۸۱ تهران) بازیگر، کارگردان، فیلمنامه‌نویس سینما، تلویزیون و تئاتر ایرانی بود.

Image result for رضا ژیان

رضا ژیان که عمده فعالیتش بر صحنه تئاتر متمرکز بود از بازیگران بنام سینما و تلویزیون نیز به شمار می‌رفت و علاوه بر بازیگری آثاری را نیز کارگردانی کرد.

وی فعالیت هنری را از دوران تحصیل و در خانه پیشاهنگی و کاخ جوانان آغاز کرد و پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان و در سن بیست سالگی با پیوستن به «کارگاه نمایش»، وابسته به تلویزیون ایران، به صورت حرفه‌ای به بازیگری روی آورد. مجموعه‌های تلویزیونی «حرف تو حرف» و «سرزمین افتخار» از جمله مهمترین کارهای این دوره از فعالیت هنری او به شمار می‌رود.

رضا ژیان پس از انقلاب بیشتر بر صفحه تلویزیون ظاهر شد که کارگردانی مجموعه تلویزیونی «مثل‌آباد» و بازیگری در آن و بازی در مجموعه‌های «محله برو بیا» و «محله بهداشت» نام او را بپش از پیش مطرح کرد. رضا ژیان چند سالی را نیز در خارج از ایران سپری کرد. وی همسر زویا زاکاریان بود.

از جمله مشهورترین آثار هنری دیگر او می‌توان به این موارد اشاره کرد: مجموعه‌های تلویزیونی «طنزآوران جهان»، «تهران ۱۱- ۵۹۵ ج ۴۸»، «آژانس دوستی»، «زیر بازارچه» و فیلمهای سینمایی «مرد عوضی»، «مومیایی ۳»، «مسافر ری»، «عشق فیلم» و نمایشهای «دوستان بامحبت» و «عشق روی خرپشته». «رضا ژیان» در بهمن ۱۳۸۱ در سن ۵۳ سالگی در «بیمارستان شهریار» تهران درگذشت.

منبع : بخش بیوگرافی آکاایران
برچسب :